تبليغاتX
عطر بال جبرئیل
شما چی فکر میکنید؟

یکی بامدادان به فصل بهار

                                 جوانی به باغی فتادش گذار

بشاخی گلی دید خوشرنگ و بو

                                 که از جان و دل گشت مشتاق او

گلویش بیفشردو کردش جدا 

                                 ز گلهای دیگر به جور و جفا



ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 1:11  توسط مجید  | 

....اعمال مشترکه شبهای قدر....

  علامه مجلسی فرموده است که بهترین اعمال دراین شبها طلب امرزش و دعاازبرای مطالب دنیاو اخرت خود ووالدین وخویشان خود وبرادران مومن زنده و مرده ایشان است.

وازحضرت رسول نقل شد که از خدا بخواهند عافیت را.

خداوندا به ما انچنان اگاهی وبیداری عطاکن که از فضیلت لیله القدربهره کافی گیریم... بارالها چشم امید مابه لطفت دوخته است مقدرات مارا بروقف ان تعیین فرما...


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 17:23  توسط مجید  | 

استفاده از شب قدر

شب قدر فرصتي بزرگ براي انسان در مسير تكامل و حركت به سوي لقاي حق‌تعالي است. اما اين فرصت بزرگ، كوتاه و گذار بوده، استفاده از آن نيازمند دقت است و علاوه بر اين كه بايد از لحظه لحظه آن استفاده نمود، بايد در نحوه استفاده نيز دقت كافي مبذول داشت. خصوصيات اين شب گرانقدر، ما را به نحوه استفاده از آن راهنمايي مي‌كند. ما با استفاده از اين خصوصيات و رواياتي كه از اهل بيت(عليهم‌السلام) ذكر شده است و با توجه به توصيه‌هاي علماي بزرگ، برنامه‌هاي زير را براي شب قدر پيشنهاد مي‌كنيم:

1- تفكر


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 17:21  توسط مجید  | 

کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
                                                        همه تن چشم شدم خیره بدنبال تو گشتم
 
شوق دیدار تو لبریز شد از عمق وجودم
                                                      شدم آن عاشق دیوانه که بودم   شدم آن عاشق دیوانه که بودم



                              

ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 20:18  توسط مجید  | 

59
لطف تو گر شامل حال خراب دل نبود
            
                                              جلوه از آن یار خوش سیما نمی دادی مرا

باورم میشد اگر از چشم تو افتاده ام
 
                                             گر نشان زان یوسف زیبا نمی دادی مرا


السلام علیک یا ابا صالح المهدی


2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 19:52  توسط مجید  | 

ثواب ((نافله شب)) را جز خدا کسی نمی داند
امام صادق علیه السلام فرمود: هرکار نیکی که بنده انجام می دهد در قرآن از برای آن پاداشی هست مگر ((نماز شب)) که خداوند از آن نظر که پاداش آن در نزد او بسیار بزرگ بوده مقدارش را بیان نفرموده و فرموده است: تتجا فی جنوبهم عن المضاجع... یعنی پهلوهای آنان (اهل عبادت و ایمان) ا زخوابگاهها دور می شود (و از بسترهای خواب بر می خیزند ) پروردگارشان را از روی بیم (عقاب) و امید (ثواب) می خوانند و از آنچه روزی شان داده ایم انفاق می کنند.  حال کسی نمی داند که به پاداش عملشان چه چشم روشنی ها برای آنان نهان و ذخیره گردیده است.
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 14:58  توسط مجید  | 

نماز شب و طمانینه نفس و حال یقین
در شب به دلیل بسته بودن چشم و گوش از دیدنی ها و شنیدنی ها دل انسان فارغ است و طبعا حضور قلب و طمانینه نفس بیشتر و همگامی دل با زبان در ذکر و دعا و تلاوت قرآن صادق تر است و به نشاط و اخلاص در عمل نزدیکتر:

شب خیزی (یا روح شب خیز به عبادت) در ثبات قدم محکم تر است و در صداقت گفتار راسخ تر

 در شب دل دل زنده را به حق میل بود                در دیده شب روان او سیل بود

 بر روز مفاخرت کنی می شاید                         ای شب چو جراغ تو قم الیل بود

بر خلاف روز که انسان در مسیر پر غوغای کسب روزی و تحصیل مهمات زندگی همواره در جنب و جوش است و با انواع کارهایی که آرامش خاطر را بهم میزند روبروست:((ان لک فی النهار سبحا طویلا))

از عالم عارف ربانی مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی نقل است که می فرمود:کسانی که در مقامات دین به جایی رسیده اند همه از شب خیزها بوده اند  از غیر آنها دیده نشده است

از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام هم منقول است :

رسیدن به قرب و لقای خداوند عز و جل سفر و سیری است که جز با مرکب شب پیمودن راه و نیل به مقصد ممکن نیست.

         مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول        

                                                                 ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید.

2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 22:31  توسط مجید  | 

سید کریم پینه دوز

به نام حضرت دوست

سيد كريم پينه دوز در گوشه اي از بازار تهران به پينه دوزي و پاره دوزي مشغول بود و از اين راه امرار معاش مي كرد.

نامش كريم و شهرتش محمودي و چون از سادات بود، او را سيدكريم مي گفتند. بزرگمردي كه از راه توسلات مداوم هر صبح و شام به ساحت حضرت ابا عبد ا... الحسين (ع) به مقامي بار يافته بود كه امام زمان (ع) به طور هفتگي براي او وعده ديدار، قرار داده بود.

و اينك بنگريد يكي از تشرفات شور انگيز او را: امام زمان روحي فداء به مغازه او تشريف آورده بود و در كنار سيد كريم نشسته بود.

سيد كريم در حالي كه محو گفت و گو با آن حضرت بود، پاره كفشي را به دست گرفته و مشغول دوختن آن گشته بود.

در حين گفت و گو حضرت به او فرمودند:

« سيد كريم! آيا كفش مرا هم تعمير مي كني؟ »

و او بلافاصله از روي صداقت گفته بود:

«آقاجان با كمال منت! به چشم! اما چون قول داده ام، ابتدا بايد اين كفش را بدوزم »

دقايقي ديگر حضرت تقاضاي خود را تكرار كرده بودند و سيد كريم ديگر طاقت نياورده بود. برخاسته بود و مولا رادر آغوش گرفته و پيشانيش را بوسيده و گفته بود:

« من غلام و نوكر و خاك پاي شمايم، اين همه مرا امتحان نكنيد! اگر يكبار ديگر تقاضاي خود را بفرمائيد و مرا شرمنده خود كنيد، من هم مردم كوچه و بازار را خبردار مي كنم كه شما در مغازه من هستيد‌ ».

و آن گاه حضرت او را دلداري داده و عمل او را تعهد به قول و پيمان، تائيد فرموده بودند.

 

برگرفته از وبلاگ wooingdays.blogfa.com
2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 21:35  توسط مجید  | 

باب وجوب خود داری کردن از گناهانی که کوچک شمرده می شوند.
امام صادق علیه السلام فرمود:همانا رسول خدا صل الله علیه و آله با یاران خود در زمینی بی گیاه فرود آمدند.حضرت به یاران خود فرمود:مقداری هیزم بیاورید.عرض کردند: ای رسول خدا ما در مکانی بی گیاه هستیم و در اینجا هیزم نیست.حضرت فرمود هر کدام از شما به اندازه ای که می تواند بیاورد

چیزی نگذشته بود که هر کدام مقداری هیزم آوردند و درمقابل حضرت روی هم ریختند.

رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم فرمود :گناهان نیز اینگونه جمع می شوند سپس فرمود : از گناهان کوچک حذر کنید زیرا هر چیز جوینده ای دارد که همانا جوینده گناهان (که فرشته است) آنچه را که مردم پیش فرستاده اند و اثرهای آنها را می نویسند (( و هر چیز را در پیشوایی آشکار فراهم کرده ایم))

2 نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 11:22  توسط مجید  | 

باب وجوب خود داری کردن از گناهان کبیره
از امام صادق علیه السلام روایت است که امیرالمومنین علیه السلام فرمود:هیچ بنده ای نیست مگر اینکه بر او چهل پرده (یا سپر ) هست تا اینکه مرتکب چهل گناه کبیره شود که اگر چنین کند این پرده ها  (یا سپرها ) کنار می رود .

در این صورت گناه در نزد او زشتی ندارد و به قساوت قلب دچار می شود.

2 نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 11:7  توسط مجید  |